الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
598
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
عَزِيمَة : همان - تعويذ يعنى پناه جستن است ، گويى كه با واژه شيطان پيمان بستهاى كه ارادهء خود را در وجود تو انجام دهد و تو نيز افسونگر شوى ، جمعش - عَزَائِم - است . عزو : عِزِينَ : گروههايى در حال پراكندگى و هزيمت ، مفردش عِزَةٌ - و اصلش - عَزَوْتُهُ فَاعْتَزَى - است يعنى او را به خود نسبت دادم و منتسب شد . گويى كه - عزين - گروهى هستند كه بعضى از آنها به بعض ديگر يا در ولادت يا در حمايت قومى به يكديگر منسوبند ، از اين معنى مصدر - اعْتِزَاء در جنگ است كه دلاورى مىگويد : من فلان پسر فلان و دوست فلانى هستم ، روايت شده است : « من تَعَزَّى بِعَزَاءِ الجاهليّةِ فَأَعِضُّوهُ بهن أبيه » . ( هر كس به گذشتگان و پدر و جدّ فخر كند كه روشى جاهلى است كارش را قبيح بشماريد كه به پدر خويش ستم كرده است ) . عِزِينَ : از - عَزَا عَزَاءً - كه اسم فاعلش - عَزٍ - است در وقتى است كه كسى پايدارى مىورزد و تأسّى مىجويد ، گويى كه - عزين - اسمى است براى گروهى كه بعضى از آنها به بعض ديگرشان تأسّى مىجويند و كار آنها را دنبال مىكنند . عسس : آيه : ( وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ - 17 / تكوير ) يعنى شب روى آورد و برگشت ، اين واژه در آغاز و پايان شب به كار مىرود : عَسْعَسَة و عِسَاس : اندك تاريكى كه در دو طرف شب هست . عَسّ و عَسَس : گرديدن در شب و پراكنده نمودن مردمان ناپاك و دزدان رجلٌ عَسَّاسٌ و عَاسٌّ : شب گرد ، جمعش - عَسَسٌ - است ، در مثل مىگويند : كلبٌ عَسَّ خيرٌ من أسد رَبَضَ . ( سگى كه به طلب شكار مىگردد و يارى مىرساند يعنى سگ گلّه بهتر از شير خوابيده است ) .